ایران026
دنیا جایی بهتر برای زندگی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


وبلاگ ما در زمینه های متنوع و متفاوت اقدام به تولید محتوا در موضوعات گسترده ای میکند و تمامی مطالب این وبلاگ مختص نویسندگان وبلاگ میباشد و کپی بدون نام وبلاگ به دور از فرهنگ میباشد .
با تشکر از اینکه خواننده ی وبلاگ ایران 026 هستید.

مدیر وبلاگ :حسام عباسی
نظرسنجی
از نظر شما مطالب وبلاگ ما در چه حد مفید و تاثیر گذار بوده است؟؟





ژان پرسارتر میگوید: انسان میتواند با آفرینش معیارهای خویش،خودرا انتخاب وطراحی کند

انسان بودن درخودآگاهی وپاسخگویی بودن است یعنی انسان درآگاهی از مسولیت به اوج می رسد 
مزلو می گوید: بهترین راه تحقق خود،تعهد به انجام وظیفه ای مهم است.
مزلو می گوید:"بهترین راه تحقق خود، تعهد به انجام وظیفه ای مهم است.
هویت تنها از طریق مسئولیت یعنی مسئول بودن در جهت تحقق معنا میسر است. بنابراین انسان با در جستجوی معنا بودن شناخته میشود نه در جستجوی خویش بودن.
او هرچه بیشتر از خود فارغ شود و هر چه بیشتر نظر خود را به مقصود و شخص دیگری معطوف کند، بیشتر انسان میشود. معناجویی فراتر از صرف تفکرات خوش بینانه آرمانگرایانه است. معناجویی نیازیست مشخص که نیازهای دیگر جایگزین آن نمی شود و کم وبیش در تمام انسانها وجود دارد.مردم صرف نظر از جنس، هوش، تحصیلات،نژاد،ساختار شخصیتی و محیط و از همه مهمتر مذهبی یا غیرمذهبی بودن می توانند معنای زندگی خود را دریابند.
وقتی معناجویی بدرستی اتفاق نمی افتد فرد به لذت جویی و برتری جویی می رسد.  
وقتی فردی در خدمت آرمانی باشد یا به انسان دیگری عشق بورزد، شادی خودبخود بوجود می آید. مزلو حق داشت بگوید کسانی که نمی توانند عشق بورزند هرگز نمیتوانند لذت جنسی عاشقان را تجربه کنند. از نظر فردی کاملا بالغ، همسر به هیچ وجه وسیله ای برای رسیدن به هدف نیست یعنی وسیله ای برای ارضا نیاز جنسی نیست. همسرگزینی انسان بالغ در سطح انسانی قرار میگیرد که مانع از استفاده صرف از طرف دیگر می شود. من در سطح انسانی از انسان دیگر استفاده صرف نمیکنم بلکه با او روبرو می شوم و این به این معنی است که انسانیت او را کاملا تصدیق میکنم و اگر از این فراتر بروم یعنی فراتر از انسانیت او در مقام انسان و او را شخصی منحصر بفرد بدانم در اینصورت حتی از مواجه هم فراتر رفته ام و آنچه روی میدهد "عشق" است.
در آن نوع حیاتی که عاری از ارتباط خودبخودی با تولید مثل است رابطه جنسی میتواند به عنوان والاترین استعداد و بی واسطه ترین و معنادارترین بیان عشق تحقق یابد. 

آنهایی که با وجود همه چیز در زندگی دنبال معنای زندگی هستند دارای خلا وجودی اند. گاهی خلا وجودی منجر به نشانه های بالینی در بیمار میشود و آنهایی که از بی معنایی رنج میبرند دچار روانرنجوری هستند. وقتی احساس بی معنایی بر کسی غالب شود پرخاشگرتر میشود.
برای درک سرخوردگیهای انسان ابتدا باید انگیزه های او و به ویژه انسانی ترین انگیزش انسان را که جستجوی معناست فهمید. 
معنا را باید یافت. نمیتوان آن را به کسی داد.تلاش برای معنا دادن به موعظه اخلاقی منجر میشود. 
"خیر" به عنوان چیزیست که منجر به معنای هستی میشود و "شر" چیزیست که تحقق این معنا را به تعویق می اندازد.
معنا را نمیتوان اعطا کرد بلکه باید شخصا آن را با وجدان خویش یافت.

انسان مسئول معنا بخشیدن به زندگی خود است. انسان بودن یعنی پاسخگویی به شرایط زندگی.

دینداری و یا بی دینی با یافتن معنا رابطه ای ندارد. در یافتن معنا برای زندگی باید فرد به این برسد که زندگی ارزش زیستن دارد و فقط کسانی که جهت گیری آینده بسوی هدفی آتی در جهت معنایی که در آینده محقق شود دارند به آن میرسند. 
مسلم است که حتی رواندرمان گران نمیتوانند به بیمار بگویند که هر شرایطی باید چه معنایی داشته باشد و معنای زندگی اش را بطور کلی در کجا باید بیابد اما بخوبی میتوان به بیمار نشان داد که زندگی هیچگاه تا آخرین دم هم از ارائه معنا باز نمی ایستد. در نتیجه حتی در بدترین شرایط قابل تصور در زندگی نیز باید معنایی وجود داشته باشد.
انسان عامی برای رسیدن به معنا سه راه دارد:
1انجام عملی یا آفرینش اثری
2تجربه چیزی یا رویارویی با کسی
3رویارویی با سرنوشتی که نمیتوانیم آن را تغییر دهیم و تشویق می شویم که اوج بگیریم و با فراتر رفتن از خود و خلاصه با تغییر خود، بهترین کار ممکن را انجام بدهیم.

از رنج نیز میتوان معنایی را بیرون کشید. درست به همین دلیل است که زندگی با وجود همه چیزها،بالقوه همچنان معنادار باقی می ماند. حتی از رنجی گریزناپذیر میتوان معنایی برای زندگی پیدا کرد.

هرچه معنا فراگیرتر باشد،کمتر  قابل درک است و  اگر به معنای غایی بپردازیم لزوما  ورای ادراک قرار میگیرد. وقتی با دانش و عقل نتوان معنایی پیدا کرد آنجا ایمان باید تعیین کننده باشد.

انسان بودن در پاسخگو بودن با خودآگاهیست و انسان در  آگاهی از مسئولیت به اوج میرسد. 
در حقیقت گوهر هستی انسان   از خود گذشتگی است.

برگرفته از کتاب: "انسان در جستجوی معنا"
 نویسنده:  ویکتور فرانکل





نوع مطلب : آسیب های اجتماعی، بخش نوجوانان، بخش جوانان، 
برچسب ها : معنای زندگی،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 مرداد 1398
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو